فيروز كريمي محق بود كه صداي اعتراض خود را به آسمان ببرد و فرياد بزند كه در استقلال دست هاي پشت پرده اي وجود دارد كه اجازه زندگي و فعاليت به من را نمي دهد . كمتر از يك ماه بعد كريمي مجبور به نگارش اجباري استعفاي خود شد و در حالي كه استقلال را تا پاي فينال جام حذفي هم پيش برده بود ، كنار رفت تا امير قلعه نويي سرمربيگري اين تيم را بر عهده بگيرد . جالب است تصوير شادي همراهان و دوستان رسانه اي امير قلعه نويي پس از پيروزي استقلال در جام حذفي برابر پگاه در تهران ( داخل زمين ) به صورت مستقيم از صدا و سيما پخش شد . شايد بسياري ندانند آن سه يا چهار نفري كه هميشه كنار قلعه نويي زندگي مي كنند ، چه كساني هستند ، ولي تصوير شادي همين نفرات براي مرداني مانند حجازي و كريمي ، به اندازه كافي گويا بود . اينان همان دست هاي پشت پرده امير قلعه نويي شناخته مي شوند .
قلعه نويي برعكس آن چه در رسانه هاي بروز مي دهد ، به مهندسي رسانه ، اهميت ويژه اي مي دهد . بازيگشت قلعه نويي به استقلال ، كافي بود تا همين گروه كوچك ( اما فعال ) در تمامي بخش هاي رسانه رخنه كنند .
*****
يك سايت ( يا به اصطلاح خودشان روزنامه اينترنتي) به صورت كامل منتسب به جريان دلخواه امير قلعه نويي است ، طي 3 ماه گذشته مخبر شايعاتي بي اساس از باشگاه پرسپوليس بوده و به نحوي آرامش و تفكر مربيان و مديريت اين تيم را بر هم زده است . مي توان به نمونه هاي واضحي اشاره كرد .
اول بار شايعه دلال بودن ماركو و اين كه اين برزيلي براي پرسپوليس بازيكن مي آورد و از او براي قطبي پول مي گيرد را مطرح كردند . شايعه شرم آوري كه با واكنش تند سرمربي پرسپوليس همراه شد .
دومين اتفاق به درگيري نيكبخت و قطبي بازمي گشت . جايي كه پرده هاي احترام و شرم و حيا پاره شد و به شكلي نامتعارف با اصول فرهنگي ايراني ، روي خروجي اين سايت چنين ديديم : « نيكبخت به قطبي فحش ناموس داد ! » و آيا نگارش چنين دروغي ابزاري سالم است در دست دوستان امير ؟
سومين مرتبه خبر اخراج قطبي و مذاكره مديران پرسپوليس با لوكا بوناچيچ و حميد استيلي مطرح شد . خبري كه به سفارش مستقيم دشمنان قطبي و البته مدير برنامه هاي لوكا صورت گرفت . شايعه پراكني ها با استقبال خوب روزنامه ها از اين جريان ادامه يافت و هنوز هر روز روي خروجي اين سايت ، خبري از درگيري و دعوا و اخراج مي شنويم .
*****
در روزنامه ها نيز اين جريان مخرب و دلخواه سرمربي استقلال عليه پرسپوليس ادامه دارد . روزنامه اي كه تا چندي قبل به دست منتقدان امير قلعه نويي اداره مي شد توسط يكي از دوستان نزديك و متمول امير اجاره مي شود تا پرسنل اين روزنامه به كلي تغيير كند . در چشم برهم زدني ، امير قلعه نويي روي پيشخوان روزنامه فروشي ها هم يك روزنامه هوادار دارد . روي جلد اين روزنامه ورزشي ( كه اتفاقا نامي هم نام يك رشته كوه نامي در ايران را دارد ) مي توانيم شايعه سرمربيگري قلعه نويي در تيم ملي ( در حالي كه علي دايي خوب كار كرده و خوب هم نتيجه گرفته است ) و يا دروغ سيزدهي مانند مذاكره تيم ملي امارات با امير ( مثل همان شايعه خنده دار سرمربيگري اش در ازبكستان ) و البته اخباري مرتبط با اخراج قطبي ( كه دقيقا از 30 روز پيش تا امروز بدون استثنا هر روز نوشته مي شود ) را ببينيم .
امير قلعه نويي به شكلي آشكارا عليه پرسپوليس جريان روزنامه نگاري خود را به راه انداخته و حتي سعي مي كند خود را بي خبر از تمامي اين اتفاقات نشان دهد . مي توانيم هر روز در باشگاه استقلال ، چهره تك تك اين خبرنگاران را كنار امير قلعه نويي ببينيم .
*****
نمي خواهيم بگوييم امير قلعه نويي جزو مرداني است كه در حرف ادعاهايي ارزشي دارد و اما در عمل چيزي جز اين را نشان مي دهد ، اما رفتار مشاوران مطبوعاتي وي نشان مي دهد كه او دقيقا پيرو تفكري است كه كه مي گويد : « هدف ، وسيله را توجيه مي كند ... » نگاهي به آرشيو اخبار روزنامه ها و سايت هاي دوستان او بياندازيد . جنگ ناجوانمردانه اي آغاز شده است .