گزارش مفصل در مورد اتفاقات اخیر برنامه 90
سربریدن ۹۰ در برابر چشم میلیونها بیننده
از صبح دوشنبه، smsهایی توجهبرانگیز میان علاقهمندان فوتبال رد و بدل میشد. جالب اینکه جملات این smsها متفاوت اما متن پیام یکی و چیزی در این حدود بود: در حمایت از برنامهی نود و حقانیت عادل فردوسیپور، امشب در نظرسنجی این برنامه شرکت کنید!
ماجرا به انتقادهای اخیر «عادل فردوسیپور» گزارشگر فوتبال و مجری برنامه تلویزیونی «نود» از فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ بر میگشت و دفاعیههای فرافکنانه کسانی چون «عزیز محمدی» (رییس سازمان لیگبرتر) و «محمد آخوندی» (سخنگوی سازمان تربیتبدنی و عضو هیاتمدیره باشگاه پرسپولیس) که گویا بهترین دفاع را در حمله دیدند. این دو به جای پاسخ دادن به سوالات مطرح شده توسط مجری محبوب نود، در جملاتی عجیب سعی کردند فردوسیپور را در تقابل با نظام جمهوری اسلامی و حتی رئیسجمهور کشور نشان بدهند!
با حساس شدن و پیگیری رسانههای مختلف، بالاخره کار به جایی رسید که حتی شایعه تعطیلی این برنامهی پر بیننده (که با بیش از یکدهه فعالیت، لقب پر مخاطبترین شو تلویزیونی ایران را یدک میکشد) دهانبه دهان گشته و در مطبوعات چاپ شد. ناظران و کارشناسان، برنامه شب گذشته نود را «سرنوشت سازترین» برنامه در طول فعالیت آن دانسته و «جهان ورزش» هم تیتر زد: «مهمترین شب 90».
اما از سوی دیگر موج حمایت علاقهمندان از نود و فردوسیپور به شکل پیامکهایی در آمد که از مخاطبان خود دعوت میکردند تا با شرکت در نظرسنجی smsی این برنامه، میزان محبوبیت و تعداد کثیر علاقهمندان نود را به رخ فدراسیون و کلاً ساختار ورزش کشور بکشند. همه منتظر شروع برنامهی دوشنبه شب و ارسال پیامک به 20090 بودند؛ حتی شاید بیتوجه به سوال نظرسنجی و تنها به قصد شرکت در حمایت از برنامه تلویزیونی محبوبشان.
ولی آنچه دوشنبه شب در برابر چشم میلیونها بیننده رخ داد، اتفاقی باورنکردنی بود که از عمق نفوذ دستهای پنهان و عیان برای دشمنی با این برنامه خبر میداد. فردوسیپور برخلاف همیشه پکر به نظر میرسید و دیگر نشانی از آن نشاط و شیطنت کودکانه خاصاش در او دیده نمیشد. پس از لحظاتی سوال نظرسنجی هم اعلام شد، ولی تمام smsهایی که در همان لحظات به شماره برنامه ارسال شدند، با پیغام Failed روبهرو شده و برگشت خوردند!
فردوسیپور توضیح داد که: «گویا مشکلی در شبکه مخابراتی کشور به وجود آمده و امیدواریم این مشکل به زودی حل شود...» اتفاقی که هرگز رخ نداد تا نود این هفته با زمانی بسیار کوتاهتر از همیشه پایان گرفته و فردوسیپور به حالت قهر برنامهاش را به پایان برساند. او البته اینبار دست از محافظهکاری برداشته و نگذاشت تا سرمستی فدراسیونیها چندان به دهانشان مزه کند. ابتدا قضیهی دستور محرمانه فدراسیون به بازیکنان و مربیان فوتبال مبنی بر عدم مصاحبه با دوربین نود مطرح شد و «امیر حاجرضایی» (یکی از کارشناسان مقبول نود) در تماسی تلفنی آرزو کرد که فدراسیون با چنین اقدام غیر فرهنگیای، آزادی بیان را محدود نکند.
این میان، بحثبرانگیزترین اتفاق، حرکت عجیب اداره مخابرات بود که با مسدود کردن شماره پیامک برنامه نود دست به اقدامی غیرقانونی زده و حالا باید پاسخگوی افکار عمومی باشد. فردوسیپور در اواخر برنامه از مسئولان مخابرات خواست که دلایل این کارشان را توضیح دهند، که البته جوابی نگرفت و آرزو کرد که: «این فقط یک اتفاق بوده باشد!»
به هرحال گرچه برنامهی محبوب نود شب سردی را پشت سر گذاشت، اما قطعاً خشم هواداران پرشمار این برنامه نخواهد گذاشت مخالفان فرصت تبریک گفتن به یکدیگر را پیدا کنند و از امروز باید به دنبال جواب قانع کنندهای برای توجیح حرکت کودکانه خود بگردند.

تلالوي نور پروژكتورهاي استوديو روي چشمان اشكآلود مجري برنامه 90 آخرين پرده نمايش باورنكردني دوشنبهشب بود. آنجا كه انگار نقش اول يك قطعه تراژيك، پيش از فرو افتادن پردهها، جملهاي در رثاي معشوق از دست رفته ميگويد.
نه، ود!
تيتراژ پاياني آخرين برنامه 90، نقطه آغاز بحثهاي تلفني بود. بينندگان حيرتزده از برنامهاي كه آكنده به سانسور و مصلحتانديشي به پايان رسيده بود. چهره خسته و خالي از انرژي مجري برنامه و ضرباهنگ غيرعادي 90 را كه انگار براي تمامشدن و انجام يك وظيفه هفتگي پخش شد، درك كرده بودند. اين يك نمايش تمامعيار، ملغمهاي از پوچي ناگزير و سكوت هدفمند بود. يك تصوير كامل از جمله نغز شاعري است كه گفته بود: «سكوت سرشار از ناگفتههاست.»
تكل از پشت روزنامهها، دوشنبهشب مشغول ارسال صفحات به چاپخانهها بودند كه شايعه روي صفحات نقش بست: «90، امشب پخش نميشود.» اما تماس با پخش شبكه سه، بهمعناي تكذيب اين خبر بود. ساعتي بعد نوبت يك خبر تازه بود: «مخابرات سرويس لازم را به برنامه 90 نخواهد داد و در ارسال پيامكها اختلال ايجاد خواهد شد.»اين شايعه جنس متفاوتي داشت و كنجكاوبرانگيز بود.
چيزي مثل تكل بلند مدافعي كه پاي مهاجم تيزچنگ حريف را نشانه ميرود. دوشنبهشب، شب عزم جمعي براي ارسال پيامك به 90 بود. چيزي كه حتي ذهن مشتريان نهچندان جدي اين برنامه را به خود مشغول كرده و احتمال بروز آن وجود داشت. اتفاقي كه گرچه باعث سود 110ميليوني اپراتور محترم ميشد اما ميتوانست نشانهاي مستدل از يك پاسخ عمومي باشد. بنابراين وقتي عادل فردوسيپور بعد از اعلام سوال مسابقه SMS اعلام كرد كه امشب پيامك بهطور عجيبي به هدف نميرسند، مشخص بود كه آقاي مدافع با رديف استوكهايش به ساق پاي مهاجم رسيده است.
پنالتي؟ نه، گرچه بينندگان ميليوني تلويزيوني انتظار سوت داور را داشتند «اما داور به كمكداور نگاه كرد و كمكداور به او. بعد دوباره كمك به داور نگاه كرد و دوباره داور به كمك. بعد هم نوبت حركات اشاره كرولالي بود وآخر سر وقت بازي به پايان رسيد...»
(اين جمله پاياني گفتوگوي فيروز كريمي بعد از بازي ذوبآهن بود كه در برنامه 90 اين هفته پخش شد.)
سرد، مثل استوديو 14
عصر دوشنبه، بچههاي باشگاه خبرنگاران جوان با دوربين به روزنامههاي مختلف رفته بودند و با مديران درباره موضوع تحريم 90 به گفتوگو نشسته بودند. بهنظر ميرسيد تهيهكننده و مجري اين برنامه در پاسخ به اطلاعيه فدراسيون و سازمان مبني بر تحريم، تدارك مفصلي داشت اما درست در لحظاتي كه عادل بايد در باكس مونتاژ برنامه، مصاحبه را سر هم ميكرد تا به ناظر پخش برساند، مصالح اداري و البته مملكتي سناريوي اوليه را تغيير دادند و فردوسيپور كه صبح دوشنبه با انرژي بسيار به جامجم رفته بود، برنامه را با تاخير و چهرهاي ماتمزده آغاز كرد. او و هوشنگ نصيرزاده، روبهروي هم سردترين 90 تاريخ را كليد زدند و عامدانه هواي سرد استوديو 14 را به خانه بينندگان فرستادند. نكته جالب، جملات بريده و نسبتا شجاعانه عادل در لحظات پاياني بود. او از «آزادي» گفت و كاغذي را كه براي پايانبندي به دستش داده بودند، طوري خواند كه همه متوجه دستوري بودن آن شدند.
ناراحتي او تا آنجا بود كه حتي اجازه عكاسي به عكاس روزنامه جامجم را نداد. عكاسي كه تمام تلاش خود را براي ثبت تصوير صورت اصلاحنكرده و تكيده عادل كرد...
كي بود مرا هل داد؟ BBC، بنگاه خبر پراكني بريتانيا مدتي است كه پخش برنامههاي فارسي را در يك شبكه مستقل آغاز كرده است. اگر تعارف را كنار بگذاريم، ايرانيها نه از منزل همسايه محترم كه از منازل خود هر شب به تماشاي اين برنامهها مينشينند. اين شبكه كه سر و صداي زيادي حداقل در ميان جامعه ايراني خارج از كشور ايجاد كرده، بدون شك بهدنبال سهم مهمي از بازار بزرگ مخاطبان ساكن ايران است. جالب اينكه BBC در دو برنامه جداگانه به 90 و ماجراهاي كشدارش با مسئولان فوتبال ايران پرداخت و دو تحليل متفاوت درباره آن ارائه داد. در اين شرايط و در حالي كه اكثريت ايرانيان بيتوجه به محصولات اين شبكه و كانالهاي مشابه و غيرمشابه فارسيزبان در انتظار آغاز 90 بودند، از رويكرد خلقالساعه اين برنامه متعجب شدند. برنامهاي كه گرچه در 10 سال گذشته از تمامي خطوط قرمز ورزشي و اجتماعي گذر كرد اما در تلاش هميشگي براي حفظ فاصله با سياست، سرانجام به بدگماني ادارهكنندگان اصلي باخت.
طبيعي است وقتي BBC از 90 حرف ميزند، موضوع سياسي شده؛ اگرچه عادل فردوسيپور با سكوت كامل در هفته گذشته، كوچكترين گاردي مقابل هيچكس نگرفته بود تا احيانا پايش به معركه سياستبازان باز نشود اما 90 اين هفته حكايت سقوط مرد سادهدل به داخل آبشار نياگارا بود. همان كه بعد از بيرونكشيدهشدن از آب، ميان تشويق مردم، پي آن كسي ميگشت كه به داخل آبشار هلش داد!
داستان آشنا
داستان 90، در اين يكي، دو هفته داستان آشناي جامعه ماست كه با همان موتيفها تكرار شد: - اين داستان برنامهاي بود كه ظاهرا براي مرزشكني در «حدودي ديگر» تعريف شده است. حدودي كه شامل دعواهاي سطح پايين داوري و طنازي از عرصههايي است كه به تعبير دوستان حاضر در مقامات بالا، دستاوردهاي مملكت را زير سوال نبرد و باعث تنشهاي مديريتي در حوزههاي مردمياي مثل فوتبال شد. - اين داستان چهرهاي بود كه با استعداد و هوش ذاتي و سواد قابل رشكش، تبديل به يكي از چند چهره محبوب تلويزيوني در ايران شده اما سرانجام براي پيشروياش بايد حدي تعيين كرد. شايد وظيفهاي كه براي او مقدر شده، اين است كه تهيهكننده يك برنامه سرگرمكننده جذاب باشد نه برنامهاي كه با رداي مخالف جلبتوجه كند. - اين داستان مديراني بود كه در نهايت پاي يكي از سالمترين و بهترين كارمندان خود در مجموعه عريض و طويل صداوسيما نايستادند. البته حقيقت اين است كه مدير شبكه سوم سيما كه به استقلال كامل مشهور است، با جميع اتفاقات چارهاي هم جز اين نداشت. چرا كه، پاي 90 به جرياني باز شده بود كه همسويي با آن به صلاح هيچكس نبود |
.jpg)
بخاطر داريم فدراسيو ن فو تبال در اقدامي سخت عجيب مبادر ت به نو شتن رنج نامه اي نمو د و اعلام داشت كه با اين كه بهترين فدراسيو ن فو تبال آسيا به زعم كنفدراسيون فو تبال آسيا شناخته شده است اما اصحاب ر سانه به همراه دشمنان خارجي !!دست به دست هم داده اند تا اين انتخاب غرور آفر ين به زعم اين آقايان خدشه دار شود.اين نامه كه به نام رنجنامه فدراسيون فو تبال منتشر يافت نشان داد كه فدراسيو ن فو تبال و مردان حاضر در آن به همراه مدير ان بالاي دست آنها در سازمان تر بيت بدني چگونه سعي در فرا فكني و علاقمند به حل مسائل با شيوه پاك كردن صورت مسئله دارند زيرا همگان مي دانند فدراسيو ن فو تبال ايران در يكي از بدترين دو ران مدير يتي خو د به سر مي بر د و مشكلات داوري و تنظيم مسابقات و بر نامه ريزي بر اي تيمهاي ملي و بحران اقتصادي فوتبال و...هر روز نماد عيني تري به خو د مي گيرد اما نه مدير ان تر بيت بدني و نه مديريت فدراسيو ن فو تبال نه تنها به اين مسئله واكنشي نشان نمي دهند بلكه با اعمالي صد در صد غير ورزشي و خارج از قرار داد هاي انساني اقدام به تحر يم و محاكمه و اعتراض به هر ندائي دارند كه مدير يت پر از نو سان و ضعف ايشان را به زير سو ال مي برند كه در راستاي همين مسئله تحريم بر نامه نود كه بر استي صداي اعتراض مردم ايران به نحوه مدير يت ورزش و خصو صا فو تبال است را از سوي اين مديران شاهديم امروز در حاليكه همان كنفدراسيو ن فو تبال آسيا كه به ز عم ايشان با دقت و بررسي فراو ان كار مي كند و بر اساس همين دقت و بلند نظري فدراسيو ن اين آقايان و نه فو تبال كشور عزيزمان ايران را به عنو ان فدراسيو ن بر تر آسيا انتخاب كرده مصرانه در پي خصوصي سازي باشگاههاي ايران است زيرا ديده شده است كه فوتبال و خصو صا باشگاههاي استقلال و پرسپو ليس جو لانگاهي بر اي رانتهاي تبليغاتي اين آقايان شده است و از اين رو است كه اتحاديه باشگاههاي فوتبال ايران در نامه اي خو استار جدا سازي فوتبال از پيكره پر از اشتباه مدير يت سازمان تر يبت بدني است
در رنجنامه اتحاديه فو تبال ايران بخو بي ذ كر شده است وقتي كه از ابزار به ظاهر مالكيت پرسپو ليس و استقلال تو انسته اند مديران و مر بيان و باز يكنان اين دو تيم را و ادار نمايند كه با بر نامه 90 مصاحبه نكنند و قتي با صر ف مالكيت بدو ن پشتيباني تو انسته اند مدير ان مو فقي چو ن كاشاني را از اين تيم جدا كنند و قتي با استفاد ه از مصلحت خو اهي خو يشتن تو انسته اند مدير عاملان بسيار ضعيفي چو ن مصطفوي و برادران انصاري فرد و خطيب را به اين تيمها تحميل كنند و قتي مرداني چو ن آخو ندي و فر خزادي و... كه هيچكس نمي دانند بر اساس چه دانش و تجر به و درايتي به پستهاي حساس عضو يت در هييت مدير ه باشگاههاي پر طر فدار در آورند به طو ر حتم در ادامه اين رو ند خو اهند تو اسنت به صر ف بقاي خو يش ضر به هاي هو لناك ديگري نيز بر پيكره اين دو باشگاه نيمه جان وارد آورند وقتي شاهديم در فو تبال ما به صر ف پو ل مي تو انند هر ثر و تمندي را بدو ن داشتن دانش و تجر به و سابقه رو شن مدير يتي به عضو يت هييت مديره اين باشگاه در آورند و قتي مي تو انند تيم ملي را جو لانگاه قرار داد هاي كاپيتو لاسيو ن گو نه اي چو ن قرار داد البسه تيمهاي ملي با مارك كار خانه سرمر بي تيم ملي داشته باشند و قتي پير اهن تيم ملي را به ماكارو ني مي فر و شندو تازه و عده فروش آن به سوس گوجه فر نگي مي دهند چو ن به ز عم جناب رئيس اين غذاي خو شمزه اي خو اهد شد و قتي به صر ف مسائل تجاري شخصي تيم ملي را به اسپانيا مي بر ند و قتي ليگ را بر اساس مشغله هاي شخصي سر مر بي تعطيل و باز شر و ع به كار مي كنند وقتي رو ند دلاليز م در حد بالاي خو د مشغو ل به كار است آيا ادامه اين فو تبال دو لتي و اين فدراسيو ن ضعيف اين حاكميت سازمان تر بيت بد ني بر فو تبال خو د رنج نامه اي بسي درد آور تر و اقعي تر نخو اهد بود ؟آيا آرزوي ميليو نها ايراني كه رهائي فو تبال از دست سليقه هاي شخصي و مدير يتهاي ضعيف و رانتهاي تبليغاتي و دلاليزم و آدمهاي پر اشتباه و فاقد صلاحيت است نبايد تحقق يابد؟
آيا حديث فو تبال اكنون ما اين شعر معروف نيست؟
تكيه بر پست و ر ياست مي كنند
با خدا هم اينان سياست مي كنند
|
.jpg)
1- دوشنبه شب بسياري از فوتبال دوستان و آنهايي که دورادور مسائل فوتبالي را پيگيري مي کنند از ساعت 23 پاي تلويزيون نشستند تا پرده برداري عادل را از موضوع اختلاف سازمان و فدراسيون با برنامه اش به نظاره بنشينند؛ برنامه يي که با جمله يي به ياد ماندني تمام شد؛«اگر عمري باقي باشد و بتوان روي اين صندلي از حق و حقانيت حرف زد، ان شاءالله در برنامه بعدي به موضوع اين چندروزه خواهيم پرداخت.» به نظر شما اين ادبيات عادل فردوسي پور بود؟
2- با چهره درهم فرورفته، موهاي مجعد، چهره يي که خستگي از سر و روي آن مي باريد، با کت مشکي و تيره و البته برخلاف برنامه هاي اين چند سال مقابل دوربين قرار گرفت و از روي نامه، متني را خواند و به صورت غيرمترقبه يي مسابقه اس ام اس را اعلام کرد. به نظر شما اين ادبيات عادل فردوسي پور بود؟
3- مي توان لبخند پيروزمندانه «آنها» را پاي تلويزيون خانه شان حدس زد؛ مرداني که حالا مي توانند قدرت شان را به رخ همه آنهايي بکشند که تا ديروز به موضوع «محدوديت» اهميتي نمي دادند. مجري برنامه 90 با حالتي افسرده نامه نوشته شده را مي خواند؛ «باخبر شديم دست اندرکاران فوتبال با مجوز سازمان حق هيچ مصاحبه يي را با برنامه هاي تلويزيوني ندارند و ما در حال بررسي موضوع هستيم تا چنانچه صحت داشته باشد به صورت مفصل درباره آن حرف بزنيم.» به نظر شما اين ادبيات عادل فردوسي پور بود؟
4- هميشه همين طور بوده، آن زماني که انتظار يک اتفاق بزرگ را مي کشيد ناگهان با چشمان تان مي بينيد که ناگهان هيچ اتفاقي نمي افتد و شما يک بازي خورده ايد. آن زمان که انتظار داريد رئيس جمهور از ابررانت خواران اقتصادي کشور بگويد و هيچ اتفاقي نمي افتد، آن زمان که ابراهيم حاتمي کيا با يک بغل نگاتيو هاي مثله شده از فيلم «موج مرده» در مقابل خبرنگاران مي ايستد و هيچ نمي گويد، همان زمان که رئيس جمهور قبلي مقابل دانشجويان مي ايستد و از کارشکني ها نمي گويد انگار ناگهان زير دوش آب سرد مي رويد تا ديگر هوس «تازگي» نکنيد. به نظر شما اين ادبيات عادل فردوسي پور بود؟
5- دوشنبه شب خيلي ها فهميدند صداوسيما هم با آن همه قدرت مي تواند کم بياورد و صدايش هم درنيايد. دوشنبه شب خيلي ها فهميدند خصوصي سازي در شعارهاي آقايان حقيقتي دست نيافتني است که بايد سال ها انتظارش را کشيد وگرنه خيلي ها طاقت نقد و انتقاد را ندارند. دوشنبه شب خيلي ها از ناراحتي تا چند ساعت بعد از پايان برنامه بيدار ماندند و به فضاي رسانه يي جامعه فکر کردند. دوشنبه شب کلاً شب بدي بود. آيا به نظر شما اين ادبيات عادل فردوسي پور بود؟ |
نيازي به مقدمه نيست. تلاش دستگاه ورزش با نفوذ دولت، در حال براندازي پرمخاطب ترين برنامه تلويزوني تاريخ ايران است. آن چه بر نود مي گذرد را نمي توان يك اتفاق ساده دانست كه در حقيقت جريان ها و دست هاي پشت پرده در حال براندازي و حذف كردن محبوب ترين تصويري است كه هر هفته روي صفحه تلويزيوني هر ايراني شكل مي گيرد. آيا اين نشانه هاي از عمق تمايل دستگاه ورزش دولت كنوني براي مبالغه گويي و چاپلوس پروري در رسانه ها نيست؟ بر برنامه نود چه گذشت؟
*****
دوشنبه ساعت 9 صبح
عادل فردوسي پور باز هم مانند هميشه در اولين ساعات روز دوشنبه به استوديوي برنامه نود مي آيد تا شايد داغ ترين برنامه سال هاي اخير خود را روي آنتن ببرد. مهمترين اتفاق كه قرار است در برنامه نود پخش شود، ممانعت هيات فوتبال استان فارس و شهر شيراز از ورود دوربين برنامه نود بود به سالن كنفرانس خبري ورزشگاه حافظيه. عادل فردوسي پور در حال تدوين و بازبيني اتفاقاتي است كه با خشونت خبرنگار نود را از سالن كنفرانس بيرون ميكنند. البته در سوي ديگر و در فيلمي كه از بازي پرسپوليس به جا مانده، اين جمله افشين پيرواني در كنفرانس خبري هم خودنمايي مي كند: « تا ميكروفن نود را برنداريد حرف نمي زنم!» شايد اگر اتحادي ميان خبرنگاران بود، به افشين پيرواني كه هيچ وقت جمله اي تازه روي زبانش نمي چرخد مي گفتند« » اصلا حرف نزن!» واكنش افشين پيرواني در قبال دست نوشته اي بود كه ابتداي كنفرانس به دست او رسيد. نامه اي با دستور محمد آخوندي مدير 27 ساله هيات مديره با امضاي عباس انصاري فرد، مدير عامل 55 ساله باشگاه! عادل فقط تلاش مي كرد هر آن چه هست را به صورت حقيقي كنار هم قرار دهد. نگاه مردم مي توانست عادلانه ترين قضاوت باشد در برنامه اي مردمي !
دوشنبه ساعت 12 ظهر
از شوراي هماهنگي سيما خبر مي رسد تهيه كنندگان برنامه هاي ورزشي به صورت فوري بايد خودشان را به جلسه برسانند. فردوسي پور مجبور مي شود ادامه مونتاژ را به زماني ديگر موكول كند و به جلسه برود. دستور از مقامات بالا رسيده است . تا پايان بهمن ماه، هيچ برنامه اي حق نقد كردن و بررسي علل ناكامي يا بي تدبيري تيم ها و مديران ورزرشي و سازمان تربيت بدني را ندارد. عادل فردوسي پور دقيقا مخاطب اصلي اين داستان مي شود. او با اتفاق جديدي روبرو شده است. در حالي كه تا ساعات پاياني روز يكشنبه قرار بود پورمحمد و ضرغامي در برنامه نود از عادل فردوسي پور و برنامه اش حمايت كنند، ناگهان همه چيز رنگ باخت. آرام آرام خبر مي رسد يكي از اقوام نزديك و تني محمد آخوندي مدير 27 ساله پرسپوليس كه در سازمان صدا و سيما نقشي كليدي دارد، در اين اقدام دست دارد. فردوسي پور متوجه جلسه اضطراري بعدي در شوراي بازبيني مي شود.
.jpg)
دوشنبه ساعت 15.30
عادل فردوسي پور برنامه را به صورت كامل موتناژ كرده و آماده پخش است . تصاوير ممانعت مسئولين ورزشگاه حافظيه براي ورود دوربين نود به سالن كنفرانس را مي توان در اين برنامه ديد. اما عادل بايد به دفتر شوراي بازبيني و نظارت سيما برود. ساختمان كناري منتظر فردوسي وپر است . عادل جملاتي كوتاه مي شنود:« تمان اين بخش ها بايد حذف شود. نبايد تصويري از درگيري هاي سيما در حافظيه آماده كرد.» فردوسي پور اعتراض مي كند: « من امشب برنامه اجرا نمي كنم. » كار به جاي باريك مي كشد. مسئولين رده بالاي سيما وارد عمل مي شوند. پورمحمد در قامت مدير شبكه سه سيما با فردوسي پور صحبت مي كند تا او را براي اجراي خنثي ترين برنامه تاريخ نود آماده سازد. فردوسي پور مجبور به مصالحه مي شود. او تمامي آيتم هاي مربوط به حافظيه و حواشي بازي ها را از برنامه پاك مي كند تا فقط در برنامه اي 75 دقيقه اي به بررسي داوري بازي ها بپردازد.
دوشنبه ساعت 23.45
هيچ پيامكي به برنامه نود نمي رسد. هرچند كه نيازي به پيگيري نبود و از آن جمله كيومرث هاشمي كه گفته بود نظرسنجي هاي نود خلاف واقعيت است فهميد چه جرياني اجازه ورود پيامك ها به برنامه نود را گرفته، ولي در حقيقت با اندكي پرس و جو از نزديكان سازمان مي فهميم بر اساس هماهنگي هاي قبلي ميان سازمان تربيت بدني و شركت مخابرات (دو نهاد كاملا دولتي ايران) رسيدن پيامك ها به نود ممنوع شده بود. به همين سادگي ، مخابرات براي تخريب و براندازي نود با سازمان تربيت بدني همسو شد. همه چيز دست به دست هم مي دهد تا عادل با چهره اي افسرده و آزار دهنده در لفافه حرف از حذف برنامه نود بزند. چرايش معلوم است. دستگاه ورزش دولتي ايران از تمامي برنامه هاي سيما، مدح گويي و ستايش مي خواهد . دستگاهي كه در طول سه سال گذشته، تاريك ترين روزهاي ورزش ايران را رقم زده است. آيا مي توانيد با اين سياست كنار بياييد؟
سه شنبه
همه جا حرف از برنامه نود است. اما در سازمان تربيت بدني، باشگاه پرسپوليس، فدراسيون فوتبال و هر نقطه اي كه علي آبادي و آخوندي نفوذي دارند، جشن پيروزي برپا شده. جشن شكست دادن يك تريبون آزاد. پيش از اين برنامه اي در شبكه تهران كه سازمان را نقد مي كرد را به زير كشيدند و حالا محبوب ترين برنامه تمام ايرانيان به سوي نابودي برده مي شود. سازمان تربيت بدني البته دور جديد فعاليت خود را در باب مذاكره با روزنامه هاي خصوصي و ذولتي آغاز كرده است. تلفن ها به صدا در مي آيد: «از نود چيزي ننويسيد» و اين داستان يك معناي خاص بيشتر ندارد: فقط مدح مرا بگوييد! ياد پادشاهان قديمي مي افتيم كه روي تخت پادشاهي خود مي نشستند و براي مليجكان سكه مي انداختند و گردن مخالفان را مي زدند! دوشنبه شب گردن عدالت را در سيما زدند! |